الموت

وقتی كه از سمت تهران به سمت قزوین حركت می‌كنید قبل از ورود به قزوین تابلوی معلم‌ كلایه توجه شما را جلب می‌كند؛ سرزمینی كه شاید باور نكنید شما را به سفر میان پیچاپیچ‌های تاریخ و كوهستان می‌برد؛ در ابتدا مسیری است عریض و صاف كه شاید هرازگاهی پیچ جاده‌ای بیاید و تلنگری بر ابرهای تفكرتان بزند؛ اما آرام و آرام كه بالاتر می‌روید شما می‌مانید و پیچ جاده و كوه و دشت‌های سراسر سبزی كه شاید شما را یاد دفتر نقاشی دبستان‌تان بیندازد كه بازی رنگ‌های آبی و سبز و سرخ در صفحه صفحه آن موج می‌زد و فقط شاید هرازگاهی هم دعا كنید كه چه خوب بود كه كسی بیشتر به این جاده رویایی رسیدگی می‌كرد تا بهتر بتوان راند و رانندگی كرد.
اگر جمعی سفر می‌كنید، مطمئن باشید كه اتوبوس توان پیچیدن در پیچ‌های متمادی مسیر نزدیك به 100‌كیلومتری كوهستانی الموت و اوان را ندارد، اما اگر با خودروی شخصی یا نیمه سبك مانند انواع ون یا مینی‌بوس سفر می‌كنید مشكلی نیست.

 
ارتفاعات الموت در هر فصل زیبایی خاص خود را دارد. بهارش فصل زندگی است سرشار از نغمه‌خوانی پرندگان و پرستوها؛ تابستان فصل كشاورزی است و برداشت محصول و باغ‌های پرمحصول و پاییز الموت می‌شود سرزمین رنگ‌ها و در زمستان نیز اگر طبیعت یاری كند و دست سرد خشكسالی گونه‌های طبیعت را نیازارد در آن صورت الموت می‌شود عروس سپید كوهستان كه سپیدی آسمان و سپیدی برف در انتهای پیچ‌های كوهستانی‌اش به یكدیگر می‌پیوندند.

قلعه الموت
الموت، نام گمنامی برای هیچ یك از ما نیست، قلعه الموت و حسن صباح و فرقه اسماعیلیه همه نام‌های آشنایی هستند كه بارها و بارها آن را در دفتر تاریخ خوانده‌ایم و با آن زیسته‌ایم.
بسیاری از بومیان قلعه الموت را به نام قلعه حسن می‌شناسند كه همان برگرفته از نام حسن صباح از رهبران فرقه اسماعیلیه است. قلعه الموت در شمال روستای گازرخان و بر فراز كوهی از سنگ در ارتفاع 2100 متری از دریا واقع شده است. این قلعه از 2 بخش غربی و شرقی تشكیل شده است. هر بخش، به 2 بخش قلعه پایین و قلعه بالا تقسیم شده است كه در اصطلاح محلی، آنها را «جورقلا» و «پیازقلا» می‌نامند. طول قلعه حدود 120 متر و عرض آن در نقاط مختلف بین 10 تا 35 متر متغیر است.
از حسن صباح در تاریخ بسیار نوشته‌اند و تعابیر مختلفی نسبت به وی به كار برده‌اند، از بهترین تا بدترین صفات، برخی او را تروریست خوانده‌اند و برخی دیگر مردی رشید كه مردان زیادی را در مكتب خاص خود پرورش داده است و... اما بگذارید ما در این مجال كوتاه قضاوت راجع به او را به همان تاریخ بسپاریم و به الموت بازگردیم و به طبیعت و ویژگی‌های قلعه آن.
 
اسماعیلیه، قلاع مختلفی در مناطق مختلف ایران داشته‌اند، از جمله این كه برخی براین باورند قلعه رودخان نیز در یك دوره زمانی به عنوان قلاع اسماعیلی مورد استفاده قرار می‌گرفته است، به صورت كلی خط مشی اسماعیلیه به این‌گونه بوده است كه برای مصون نگه داشتن خود و دفاع از آئین‌شان به كوه‌ها و قلاع پناه می‌برده‌اند و در این بین البته الموت از بیشترین اهمیت برخوردار بوده است.
دلیل اهمیت الموت به این سبب است كه حسن صباح رهبر بزرگ اسماعیلیه 35 سال در این قلعه زندگی كرده است و به نوعی این دژ پایگاه حكومتی و فرماندهی وی محسوب می‌شده است.ی كی از شگفتی‌های قلعه الموت، سیستم آبرسانی آن بوده است؛ البته موضوع سیستم آبرسانی در سایر دژهای ایرانی نیز وجود داشته است، به دلیل این‌كه فرماندهان این دژها از همان ابتدا می‌دانسته‌اند كه برای محافظت خود از مخاطرات بلندمدت باید بتوانند آذوقه و توشه اولیه و مهم‌تر از آن آب نیروهای خود را تامین كنند؛ این امر در ارتباط با قلعه الموت نیز مصداق داشته است.
 
در تاریخ این‌گونه ثبت شده است كه حسن صباح پس از این‌كه الموت را به تصرف خویش درآورد از جمله نخستین اقداماتش اصلاح سیستم آبرسانی قلعه بود، به این ترتیب كه آب اصلی را از چشمه كلدر كه در بالادست قلعه در دل كوه قرار داشت تامین كرد و از آن طرف نیز دستور ساخت آب‌انبارهای متعدد را در داخل قلعه داد تا به این ترتیب ذخیره آبی مناسبی برای قلعه حفظ كند و البته تاریخ نیز ثابت كرده است، باتوجه به این‌كه حمله‌های متعددی در مدت زمان اقامت حسن در قلعه به او انجام شده است، همین امر توان مقابله او با دشمنان را به میزان قابل توجهی افزایش داده است و به او مجال داده تا با حفظ خود در درون قلعه از یاران بیرونی خود برای مقابله با لشكر سلجوقیان و سایر دشمنان مدد بطلبد و پیروزی را در دفتر مدیریت جنگ‌های خود به‌ثبت برساند.

الموت بی‌پناه
از روزهای پرابهت الموت اگر بگذریم، الموت در طول تاریخ علی‌رغم این‌كه بعد از دوره‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است، اما در سده گذشته در معرض آسیب‌های فراوانی قرار گرفته است به نحوی كه بخش‌هایی از آن به مخروبه تبدیل شده است، به عنوان مثال كاوش‌هایی كه در دوران قاجاریه به منظور كشف گنج در این منطقه انجام شده است از جمله مهم‌ترین آسیب‌هایی بوده است كه در سده گذشته تارك قلعه را خراشیده است؛ اما عظمت این قلعه و تاریخ نهفته در آن همچنان آن را به عنوان یكی از قطب‌های گردشگری حفظ كرده است و بی‌تردید در صورت ارتقای امكانات رفاهی و اقامتی، مسافران بیشتری جذب منطقه خواهند شد؛ اما هم‌اكنون به سبب كمبود تسهیلات، بیشتر مسافران از طریق تورهای یك روزه به این قلعه سفر می‌كنند یا این‌كه علاقه‌مندانی كه به صورت فردی به این منطقه سفر می‌كنند از اماكن اقامتی روستاهای پیرامونی مانند معلم كلایه بهره می‌گیرند.

اوان طبیعتی فراتر از تاریخ
در 20 كیلومتری معلم كلایه، جاده 2 قسمت می‌شود، با پیچیدن به سمت راست مستقیم به سمت الموت می‌روید و با ادامه دادن همان پیچ‌های قبلی به سمت دریاچه اوان حركت می‌كنید.
دریاچه اوان، از جمله یگانه‌های ایران است؛ دریاچه‌ای كه بیشترین درصد تامین آبش از درون خود دریاچه است و چشمه‌های آرمیده در بستر این رودخانه مهم‌ترین منبع تامین آب آن محسوب می‌شوند. دریاچه زیبای اوان در حلقه 4 روستای اوان، ورین، زواردشت و زرآباد و در ارتفاع 1800متری از سطح دریا قرار گرفته است. دریاچه اوان از جمله نادر دریاچه‌های آب شیرین محسوب می‌شود. طول آن در پهناورترین قسمت 325 متر و عرض آن 275 متر و عمق آن از یك تا 20 متر در نوسان است.
 
اوان به معنای گرد آمدن محل آب است و علاوه بر این طبیعت آرام این دریاچه آرمیده در سینه كوهستان آن را به یكی از بهترین‌ها تبدیل كرده است. اطراف دریاچه در بهار بسیار زیباست. گونه‌های گیاهی اطراف دریاچه بسیار متنوع است، به غیر از گیاهان میوه‌ای كه در باغ‌های پیرامونی دریاچه ثمر می‌دهد، درختانی نظیر بید، چنار، تبریزی، انواع گون، كنگر و شیرن بیان نیز در حاشیه دریاچه به وفور یافت می‌شود.
به جهت گونه‌های حیوانی نیز پیرامون دریاچه اوان از جمله مناطق غنی محسوب می‌شود. كل، پلنگ، خرس قهوه‌ای، روباه و شغال نیز از جمله حیواناتی هستند كه در پیرامون دریاچه مشاهده می‌شوند. پرندگانی مانند كبك، فاخته، داركوب، سبز قبا، زاغ و جغد نیز از پرندگان بومی منطقه ایوان محسوب می‌شوند كه به این ترتیب طبیعت این منطقه را كامل می‌كنند.
دریاچه اوان، در دل خود نیز غنی است، قزل‌آلای رنگین‌كمان، كپور و اردك ماهی نیز از جمله گونه‌های خاص اوان محسوب می‌شود كه همه ساله تعداد زیادی گردشگر را به منظور سیاحی و صیادی به سمت به خود می‌كشاند. همچنین میزان برودت دمای منطقه در زمستان‌ها به گونه‌ای است كه در بسیاری از سال‌ها سطح دریاچه تا حد اسكی‌رانی می‌رسد و به همین منظور مورد بهره‌برداری علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.جاده اوان، در پایان جاده‌ای است كه به نظر مسدود می‌رسد، اما راه‌های روستاهای اوان را در نهایت به روستاهای ییلاقات اشكورات متصل می‌كند؛ این مسیر كه از جمله مسیرهای بكر و بدیع محسوب می‌شود، به دلیل سختی دسترسی به آن برای همه مسافران قابل دسترس نیست، اما طبیعت‌گردان بسیاری علاقه‌مند به سفر و بهره‌گیری از طبیعت بكر كوهستانی آن هستند.
استان قزوین، علی‌رغم این‌كه استان به نسبت كوچكی است، اما استانی است كه هم به جهت فرهنگی و تاریخی و هم به جهت طبیعی موقعیت‌های خاص خود را دارد؛ از گندمزارهای انبوه زردش در كوهین و قبل از آن تا كوهستان‌های صعب و سخت الموت كه تنها با سفر كردن و تاختن در دل آن می‌توانیم تجربه آن را بر صفحه تجربیات خود حك كنیم