سینمای ما- به‌رغم پاره‌ای انتقادات اندکی از سایت‌ها از فیلم آتشکار ساخته محسن امیر یوسفی این فیلم با تمجید و تحسین‌های فراوانی مواجه شده است. دکتر شهرام خرازیها از منتقدان سینمایی شناخته شده در رسانه‌های اصولگرا در یادداشتی قابل توجه به دفاع از فیلم پرداخته و نوشته است: این فیلم نگاه مثبتی به تشیع دارد و شیعه را مذهبی پیشرفته و مترقی در قیاس با دیگر مذاهب و نحله‌های مختلف عقیدتی معرفی می‌كند.
از سویی دیگر منتقدان شناخته شده سینمای ایران نیز به تمجید از فیلم پرداخته اند. امیر قادری، محسن آزرم، امیر پوریا، نیما حسنی‌نسب و ... از جمله منتقدانی هستند که فیلم آتشکار تحسین آنها را برانگیخته است.
اوائل سال جاری نیز فیلمسازان مشهوری چون کمال تبریزی و مجید مجیدی به اظهار نظر درباره آتشکار پرداخته و از آن تعریف کرده بودند.
کمال تبریزی درباره این فیلم گفته بود: من فیلم آتشکار را دیده‌ام و به نظرم طنز مدرنی دارد و بسیار جذاب است. واقعا نمی‌فهمم که چرا مانع نمایش این فیلم شدند!
مجیدی نیز که فیلم آتشکار را دیده بود اوائل سال جاری در گفت‌وگویی درباره این فیلم گفته بود‌: آتشکار فیلم خوبی شده است و حتی ما تلاش کردیم که این فیلم اکران شود. من معتقدم این فیلم، فیلم بدی نیست و امیدوارم که امکان نمایش این فیلم فراهم شود.

راهکاری ثمر بخش
دكتر شهرام خرازیها، که پزشك و منتقد سینما و مدیر گروه اعتیاد و آسیبهای اجتماعی دانشگاه علوم پزشكی تهران است در یادداشت خود که در خبرگزاری اصولگرای فارس منتشر شده نوشته است: قصه «آتشكار» مطابقت زیادی با یافته‌های علمی دارد و بری از خطاهای مرسوم پزشكی در فیلم‌های ایرانی است.
انفجار جمعیت، فرآیند مخربی است كه تبعات منفی آن عمدتا گریبانگیر كشورهای در حال توسعه از جمله مملكت‌ ما می‌شود. در این راستا عملیاتی كردن برنامه‌های تنظیم خانواده به‌عنوان یك راهكار ثمربخش مورد تأئید و تأكید قرار گرفته و متأسفانه میزان مشاركت مردان در این برنامه‌ها در قیاس با زنان اندك است.
نویسنده نشریاتی چون سینما ویدئو در ادامه یادداشت خود افزوده است: "محسن امیریوسفی" در "آتشكار" از دریچه طنز به موانع و مشكلات فرهنگی-اجتماعی مشاركت مستقیم مردان ایرانی در برنامه‌های تنظیم خانواده و به‌طور مشخص وازكتومی (بستن لوله‌های زایای مردان) نگریسته است.

فیلمی موثر برای ارتقائ سلامت


از منظر دانش ‌آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، نمایش چنین فیلم‌هایی در شرایط مناسب اكران عمومی و حتی پخش آن از تلویزیون به افزایش مشاركت مردان در برنامه‌های تنظیم خانواده و آمار داوطلبین وازكتومی منجر خواهد گشت. به ویژه آن كه قصه "آتشكار" مطابقت زیادی با یافته‌های علمی دارد و بری از خطاهای مرسوم پزشكی در فیلم‌های ایرانی است.

نقدی برجامعه امروزین

... اما وازكتومی همه حرف "آتشكار" نیست، این روش پیشگیری در فیلم پرحاشیه "محسن امیریوسفی" به دست‌آویزی بدل گشته برای طرح انتقادات سیاسی، اجتماعی، دینی و فرهنگی روز... به دیگر بیان، "آتشكار" پیش‌ و بیش از آن كه فیلمی باشد درباره وازكتومی، نقدی است بر جامعه امروزین ایران و تبعات اجتماعی تقابل سنت و مدرنیسم.
سهراب - شخصیت اصلی فیلم - نماد انسان جهان سومی است كه مواجهه با مظاهر دنیای مدرن دچار سردرگمی شده. مهم‌ترین و بارزترین نماد مدرنیسم در "آتشكار" رایانه‌ای است كه در خانه سهراب عمدتا برای چت كردن مورد استفاده قرار می‌گیرد.
امیریوسفی با ظرافت، هر چند سكانس یك‌بار، به كاربردهای مثبت و منفی كامپیوتر و اینترنت می‌پردازد و بر این بستر موقعیت‌های كمیك جذابی خلق می‌كند، بی‌آن كه به ورطه شعارپراكنی و اغراق بغلتد. در صحنه‌ای كه پدر سهراب سوار بر اسب پسر موتورسیكلت سوارش را تعقیب می‌كند نیز، بار دیگر به مقاومت جوامع سنتی در برابر ورود مدرنیته تأكید می‌شود.

نگاهی مثبت به تشییع

آقای خرازیها درادامه نیز نوشته: فیلم نگاه مثبتی به تشیع دارد و شیعه را مذهبی پیشرفته و مترقی در قیاس با دیگر مذاهب و نحله‌های مختلف عقیدتی معرفی می‌كند.
در "آتشكار" یك شخصیت روحانی حضور دارد كه استفاده روحانی از ابزاری جون لپ‌تاپ، موبایل و ... نگاه مثبت و سهل‌گیرانه وی به رخدادهای مختلف زندگی با رعایت موازین شرعی، خود مهر تأییدی است بر آشتی هدفدار و هدایت شده سنت با مدرنیسم.
امیریوسفی در سكانس‌های مربوط به دوزخ و برزخ به شدت تحت‌تأثیر فیلم قدیمی "شب نشینی در جهنم" است و در صحنه‌های بگومگوهای سهراب و همسرش تداعی‌گر فیلمفارسی‌های كمدی وحدت و ارحام صدر است.
به تصویر كشیدن بخشی از ماجراها در لوكیشن‌های قدیمی و جدید اصفهان علاوه بر جذابیت‌آفرینی برای فیلم تعریف قصه را روان‌تر كرده و دامنه نمادپردازی‌های امیریوسفی را وسعت بخشیده است. فی‌المثل دودكش‌های عظیم كارخانه و مناره جنبان كه سمبلیك انتخاب شده‌اند.

حمید فرخ نژاد موفق

به اعتقاد این منتقد سینما، هدایت هنرپیشگان كه عمدتا تابازیگر هستند تحسین‌ برانگیز است و حمید فرخ‌نژاد با "آتشكار" نشان می‌دهد كه چقدر در نقش‌های مختلف، غیرتكراری و پر افت و خیز خوب جواب می‌دهد. همچنین دیالوگ‌های فیلم بسیار دقیق و تأثیرگذار نوشته شده‌اند و همگام با موسیقی و تصویر به خوبی معانی موردنظر كارگردان را القا می‌كنند.

تجربه ای نو در سینما

"آتشكار" فیلم خوش ریتم و خوش ساختی است كه بدون حضور استارها و سوپراستارها، به مدد سناریو‌ی جذاب و محكمش قادر به برقراری ارتباط در سطحی وسیع با مردم است چرا كه تجربه‌ای نو در عرصه سینمای كمدی ایران است كه متأسفانه در سال‌های اخیر به قهقرا رفته است.

بمبارانی از شوخی های طعنه آمیز


دكتركمال بردبار نیز در یادداشتی در روزنامه تهران امروز درباره آتشکار نوشته است: اگر طنز خواب تلخ فیلم قبلی امیرمحسن یوسفی را دوست داشته باشید از آتشكار هم لذت می‌برید و گرنه، از این فیلم هم جز ملال نصیبی نمی‌برید. یوسفی به شكل مستمر تلاش دارد تابوهای ذهنی تماشاگر ایرانی را به بازی بگیرد. این بار داستان وازكتومی یك كارگر ذوب آهن را می‌گوید و كشاكش وجدان او كه میان خواسته همسر و سركوفت‌های روح پدرش كه از آن دنیا او را به بی‌غیرتی متهم می‌كند سرگردان است.
فیلم سوار بر ذهنیت دو پهلو و كنایه آمیز تماشاگر ایرانی، لحظات مفرحی را فراهم می‌كند و اورا با انبوهی از شوخی‌های طعنه آمیز با بمباران می‌كند. به‌خصوص آنكه فرخ نژاد بسیار دور از آن كاراكتر خونگرم و آشنایش در فیلم‌ها، با مهارت گنگی وآشفتگی شیرینی را به تصویر می‌كشد. فیلم در چند حوزه در مرز خطوط قرمز حركت می‌كند. اول خود بحث وازكتومی و شوخی‌ها و اشاراتی كه شاید نقلش هم سخت باشد و دیگر تصویر طنزآمیزی از آن دنیا كه چون از زاویه دید تخیلات كارگر گرفتار روایت می‌شود قابل توجیه است. فیلم در لحظاتی افت می‌كند و گاه شوخی‌ها در نیامده‌اند اما در مجموع آتشكار نشان از یك ذهن خلاق در سینمای كمدی ایران دارد كه در حوزه رفتار شناسی مردم ایران به‌خصوص مردم نواحی كویری از نكته سنجی دقیقی برخوردار بوده و هنر بزرگ خنداندن را بلد است.

سعه صدر منطقی معاونت سینمایی


دکتر بردبار در ادامه یادداشت خود افزوده: همین جا بگویم كه سعه صدر منطقی و توجیه پذیر معاونت سینمایی در اجازه نمایش به این فیلم نیز قابل تقدیر است. این فیلم‌ها منشوری هستند از خلقیات ما مردم و برگرفته از سنت دیرپای طنز ایرانی كه مفاخری چون حافظ و سعدی و مولانا والبته عبید زاكانی را در قله خود می‌بیند و این نوع نگاه و طنز و كنایه‌های دوپهلو و بازی‌های كلامی ریشه در هزاران سال فرهنگ این مردم دارد.

آتشکار به روایت منتقدین

امیر پوریا نیز با حضور در برنامه ای رادیویی که اجرای آن را فرزاد حسنی برعهده دارد درباره فیلم آتشکار به کارگردانی محسن امیر یوسفی گفته است: آتشکار برای من همان ویژگی ایی را دارد که اولین فیلم بلند محسن امیر یوسفی داشت، یعنی پیدا کردن زمینه و منبع کمدی در یک بخش هایی از جامعه و اقشار ایرانی که ما معمولاً به عنوان پس زمینه در خیلی از فیلم های شهری و یا روستایی می بینیم که شخصیت اصلی هستند حتماً عادت داریم فیلم کسل کننده باشد ولی امیر یوسفی به شکل درخشانی در همه اینها کمدی استخراج می کند و فیلم آتشکار هم در ادامه همان تجربه خیلی اتفاق بدیعی است و سخت می شود کسی را پیدا کرد که از این فیلم لذت نبرد.
وی در ادامه افزود: به نظر من یک ویژگی خاصی در فیلم هست که بعضی اوقات فیلم ها و سازندگانشان نسبت به نکاتی که یک مقدار از عرف سنتی محافظه کارانه سینما ایران دور باشد نا آگاه هستند و بعد می گویند فیلم من مگر چه مشکلی داشت و اینکه چقدر خود فیلم ملتهب بودنش را دل دیالوگ هاش و رفتار ها و واکنش ها خود این مسئله را جاری کرده است.
امیر پویا درباره عذرخواهی درون فیلم گفت: وقاحت و ولنگاری اخلاقی در فیلم نیست و وقتی بخواهیم با خود موضوع روبرو شویم باید به همه جوانبش و تاثیراتی که در عرف و سنت دارد و برخورد هایی که دارد توجه کنیم که به نظر من این فیلم این کار را می کند.

تجربه ای لذت بخش

امیر قادری نیز درروز نامه تهران امروز نوشته است ایده‌های خوب كم ندارد و همین، تماشای فیلم را در لحظات فراوانی به تجربه لذتبخش تبدیل می‌كند. یعنی ایده مركزی فیلم، تسلط فانتزی‌های مردانه در زندگی روزمره ایرانی، تازه و ساختارشكن به‌نظر می‌رسد و حاصل كار امیر یوسفی را به تلنگری در مسیر معمول سینمای ایران تبدیل می‌كند. با این حال مشكل اینجاست كه هیبت كلی فیلم، تشخیص و منش یك فیلم بلند سینمایی را ندارد. فرخ‌نژاد برای بازی در چنین فیلمی بهترین انتخاب است.

خوش قریحه ترین کار گردان نسل جوان

محسن آزرم از منتقدان شناخته شده نیز در سایت خود نوشته: این آقای «محسن امیریوسفی» یکی از خوش‌‌قریحه‌ترین کارگردان‌های نسلِ جدید سینمای ایران است و استعدادِ غریبی دارد در این‌که فیلم‌های بامزّه و سرگرم‌کننده و خوب بسازد. «آتشکار»، دوّمین فیلمش، هم یکی از این فیلم‌هاست که از دوسال پیش تا حالا، بی‌خودی، توی گنجه‌ی توقیفی‌ها خاک خورده و فقط توی جشنواره‌های خارجی نمایشش داده‌اند. (فیلمِ اوّلش، «خوابِ تلخ»، هم البته سرنوشتِ مُشابهی داشته و حیف که اکرانِ عمومی نشده است.) فیلم، ترکیبِ عجیب و بانمکی‌ست از شوخی‌هایی که بعید است توی هیچ فیلم ایرانی دیگری بشود نظیرشان را پیدا کرد و اصلاً خود ایده‌ی اصلیِ فیلم، حکایتِ مردِ پنجاه‌ساله‌ای‌ست که می‌خواهد به‌اصرارِ همسرش وازکتومی کند و روحِ پدرش که در بهشت رحلِ اقامت افکنده و یک حوری هم دور و برش چرخ می‌زند ازش می‌خواهد بی‌خیالِ وازکتومی شود و کنار چاهار دختری که دارد، یک پسر هم به دنیا اضافه کند که خدای‌نکرده نسل‌شان منقرض نشود. امّا داستانِ این «آقا سهراب»ی که خیالِ وازکتومی به سرش زده، به‌سبکِ «کمدیِ الاهی» در سه فصل روایت می‌شود؛ بهشت، برزخ و دوزخ. همه‌چی توی دنیای این فیلم آن‌قدر عجیب‌وغریب است که آدم را شگفت‌زده می‌کند، همه‌چی به هجو کشیده شده؛ از ساختمان‌های بلند گرفته تا نکته‌ها درباره‌ی وازکتومی و این‌که چینی‌ها دنبالِ راه‌حلی هستند برای کشفِ نکته‌های تازه در این باب. جنس شوخی‌های فیلم، البته، یک‌جور رکاکتِ بانمک (و البته توضیح‌ناپذیر) دارد که هر از چند دقیقه‌ای تماشاگرش را واقعاً . از تهِ‌دل می‌خنداند؛ شوخی‌های حساب‌شده‌ای که معلوم است مدّت‌ها بهشان فکر شده و خلق‌الساعه نبوده‌اند. این از آن‌جنس کمدی‌هایی نیست که شبیه‌اش را قبلاً توی سینمای ایران دیده باشیم؛ یک‌جور کابوس است که هم موقعیتی گروتسک‌وار دارد، هم فانتزی‌ست، هم سوررئال است... خلاصه، ترکیبِ غریب و بانمکی‌ست که فقط هم به دردِ موقعیتِ این «آقا سهراب»ی می‌خورد که با روحِ پدرش مکالمه می‌کند (آن‌هم چه مکالمه‌ای) و سری هم به او می‌زند و می‌بیندش که روی تختی در بهشت لم داده و قلیان می‌کشد و توقّع دارد که پسرش حرفش را گوش کند. اصلاً خودِ ایده‌ی آتشکاربودنِ آن‌ها و آهنِ مذاب و دود و هزار چیز دیگر که توی فیلم هست، ماجرا را بانمک‌تر از آن‌چیزی که فکر می‌کنیم کرده است. کم پیش می‌آید که یک فیلمِ ایرانی همه‌چی‌ش بانمک و جذّاب باشد و «آتشکار» خوش‌بختانه یکی از این‌ فیلم‌هاست. خب، خدا کند که این نمایشِ محدود و آخرِ شبی، زمینه را برای اکرانِ عمومی‌اش آماده کند و فیلم، بی‌خودی، دوباره به گنجه‌ی توقیفی‌ها و فیلم‌های سردرگم برنگردد. این آقای «محسن امیریوسفی» یکی از خوش‌‌قریحه‌ترین کارگردان‌های نسلِ جدید سینمای ایران است ...